دوستیها فراموش نمیشوند حتی درسکوت

دوستیها فراموش نمیشوند حتی درسکوت

۱۳۹۴ آذر ۲۷, جمعه

پست آخـــر، یـادگارے متنی را کـــامنت بـنویــس❤

     "اے روزگار دلشــکن،هــــر دم مــا را سنـــگے مــزن"

#ما
در بندها پس بنديان, انسان به انسان ديده ایم
از حُكمبر تا حكمران, حيوان به حيوان ديده ایم

در مكر او در فكر اين, در شُكر او در ذكر اين
از حاجيان تا ناجيان, شيطان به شيطان ديده ایم

ديدیم اگر بى خانمان, از هر تبارى صد جوان
مـا پيـرهاى ناتوان دربـان به دربـان ديده ایم

***اے روزگارِ  دلشكن, هر دم ما را سنگى مزن***
مـا سنـگها در لقمه نان, دندان به دندان ديده ایم

از خود رجز خوانى مكن, تصوير گردانى مكن
ما گردن گردنكشان, ریسمان به ریسمان ديده ایم

شرح ستم بس خوانده ایم, آتش به آتش مانده ایم
ما اشك چشم كودكان, دامان به دامان ديده ایم

ماتیم چه گويم زين وطن كز برگ برگ اين چمن
ما خون چشم عاشقان جوان به جوان ديده ایم

چكش به فرق ما مزن اى صبر فولادينِ ما
ماضربت پُتك زمان،کوبان به کوبان ديده ایم

۱۳۹۴ آذر ۲۶, پنجشنبه

" تــــــــــــــــو " عشق من sh⭐a❤

مینـــویســــم سـرشـــار از عـشـــق
بـــرای تـــویــی کـــه همیــشـــــــه ...
تنهـــا مخـاطـبـــ خـــاصّ دل نـــوشـتـــ‌ه‌هــــای ِ منــــی!!!
بــــرای تــــو کـــه بـخـوانـــی!!!
کــــه بـــدانـــی!!!
دوستـــــ داشتـنـت در مــــن بــــی‌انتـــهـاست
هر حادثه ای که حادثه نیـــست!
حادثه یعنی . .
آمدن " تــــــــــــــــو " عشق من❤


۱۳۹۴ آذر ۱۹, پنجشنبه

الهی! یک دل پر درد داریم و یک جان پر زجر❤

#الهی!
اگر مستیم و اگر دیوانه ایم از مقیمان این آستانه ایم
آشنایی با خود ده که از کاینات بیگانه ایم 

#الهی  !
دلی ده که شوق طاعت افزون کند و
توفیق طاعتی ده که به بهشت رهنمون کند

#الهی!
نفسی ده که حلقه بندگی تو گوش کند
و جانی ده که زهر حکمت تو نوش کند

#الهی!
پایی ده که با آن کوی مهر تو پوییم
و زبانی ده که با آن شکر آلای تو گوییم

#الهی!
تو ما را جاهل خواندی از جاهل جز جفا چه آید؟
تو ما را ضعیف خواندی از ضعیف جز خطا چه آید؟

#الهی!
تو ما را برگرفتی و کسی نگفت که بر دار
اکنون که برگرفتی در سایه لطف و عنایت خود نگهدار

#الهی!
یک دل پر درد داریم و یک جان پر زجر
مبادا ما را باخود در بر گیرد و از تو جا گذارد

#الهی!
از بود خود چه دیدیم مگر بلا و خطا؟
واز بود تــــو همـــه عطاست و وفا!

#الهــــی!
تو بر رحمت خود و ما بر حاجت خویش
........تو توانگری و ما درویش

#خـــــداوندا!
کجا راه یابیم آنروزکه تو ما را بودی و ما نبــودیم
تا باز به ان روز رسیم میان آتش و دودیم
اگـــر بِدو گیتی آن روز خود را یابیم، بر سودیم
ور غیر این خود را در یابیم به نبــود خود خشنودیم.



هرچه راباعشق پیدا میکنی گم میشود ❤

هرچه راباعشق پیدا میکنی گم میشود،
دل بروی هرکسی وا میکنی گم میشود، 

روزهای زندگی راباهزاران آرزو،
یک به یک وقتیکه فردا میکنی گم میشود،

عمرمثل یک پرنده در قفس جان میدهد
صحبت از آزادیش تا میکنی گم میشود،

رازخیلی ازبزرگی هابه کوچک ماندن است
رود را وقتی که دریامیکنی گم میشود،

باهمه زیبائی اش رسم بدی داردقطار،
هرچه راآنی تماشامیکنی گم میشود،

زندگی را بیش از این  مانند من جدی نگیر،
تا وصالش  را تمنا میکنی گم میشود....

۱۳۹۴ آذر ۱۳, جمعه

یارب!!توفیقِ بندگی بدون ریا ده❤

خداوندا به دلهای شکسته
به تنهایان در غُربت نشسته
به مردانی که در سختی خموشند
برای زندگانی، جان میفروشند
همه کاشانه شان خالی ز، نان است
سخن هاشان نگاهی در سکوت است
به طفلانی که نام آور ندارند
سر حسرت به بالین میگذارند
به آن،درمانده زن، کز غم جانکاه
نهد فرزند خود را بر سر راه
به آن جمعی که در سرما بخوابند
به بیمارانی که با جان در ستیز اند
به دامانی که از هر عیب پاک است
به هر کس،ازگناهان شرمناک است
یارب!  به ما قدرت ترک خطا ده
توفیقِ ..... بندگی بدون ریا ده
دلهای مارا  از گناهان ایمنی بخش
به نور معرفت ها روشنی بخش

همان شبی که نفس در نفس گره میخورد❤

چگونه می شود آنشب شود فراموشم؟
شبی که برف تنت در حیاط آغوشم...

...نشست و چای لبانت چنان مرا دم کرد
که سالهاست بعد از رفتن توام می جوشم

شبی که فاصله صلح تن به تن با تو
بجز حریر لباست نبود و تن پوشم

همان شبی که نفس در نفس گره می خورد
و دار قالی شانه ات رسید تا دوشم

شبی که هر نفسش عمر جاودانی بود
عجب! که خاطره اش کرده باز بی هوشم

اگر چه رفتی و من در کویر تنهایی
به یاد مستی آنشب شراب می نوشم

هنوز هم که هنوز است خواب می بینم
نشسته برف تنت در حیاط آغوشم....

۱۳۹۴ آذر ۱۱, چهارشنبه

هیزم شکن! چه دیر رسیدی❤

بر من چه گذشته است پس از ضربه تبر

احساس مي کنم که خودم نيستم دگر

از من چه مانده است از آن تک درخت باغ

جز يک دل شکسته و يک روح در به در

هيزم شکن ! چه دير رسيدي ، نگاه کن

.... شکسته است مرا از تو زودتر

سروي که در مقابل باد ايستاده بود

حالا نگاه کن شده کبريت بي خطر

با موي قهوه اي و تني لاغر و سپيد

در جعبه اي شبيه اطاقي بدون در

اي رهگذر ! تو را به خدا اين اطاق را

از دختري که يخ زده در شعر ها بخر

آتش بزن به مغز من و دود کن مرا

از يادهام خاطره باغ را ببر

میترسم از اینکه این قدر سردیم❤

بآیَد حَرف بِزَنیم بآهَم ، زَمآن دآره هَدَر میرِه ...

نَگو بآشِه بَرآیِ بَعد ، هَمین ، الآنِشَم دیرِه ...

مَن اَز اِمروز میتَرسَم ، اَز اینکِه این قَدر سَردیم ...

بآیَد حَرف بِزَنیم بآهَم ، بآید ، این رآهُ بَرگَردیم ...
 
فَضآیِ خونِه بی روحِه ، مَن و تو ، هَستیم و نیستیم ...

فَقَط گآهی بَرآیِ عَکس ، پیشِ هَم دیگِه می ایستیم ...

بِبین جوری سکوت کَردی ، کِه وَقتی ، هَستی تَنهآ شَم ...

خودِت بآعِث شُدی هَر شَب ، تو آغوشِ یِه دَرد بآشَم ...

وآسه این دَردی کِه دآرَم، بِه جُز تو ، هیچکی تَسکین نیست ...

تو هَم دَردیُ هَم مَرهَم ، عَذآبی بیشتَر اَز این نیست ...

عَذآب بآلآ تَر اَز اینکِه ، عَذآبِ سَهمِ هَر سآل،َم ...

روزآ بُغض و شَبا هِق هِق ، تَمآشآیی شُده حآلَ،م ... .

۱۳۹۴ آذر ۶, جمعه

اونکه نخواست پيشم باشي بايد خودش صبرم بده❤

چشاي من خشک شد به درحالاکي بي وفا تره
بال و پرش دادم ولي ديگه واسم نميپره

اينو بدون دستاي من گرميه دستاتو ميخواد
ترو به عشقمون قسم اون روزا رو يادت بياد

حتي ديگه خدامونم به دادمون نمیرسه
خدا به من بگو چرا خوشي به من نيومده

بهش بگين سراغشو از کس و ناکس ميگيرم
بهش بگين اگه نياد تو انتظارش ميميرم

آخه چرا نگاه اون چنگي به دل نميزنه
ميگن يکي تو، قلبشه جونمو آتيش ميزنه

ببخش اگه قسمت نشد توي چشات نگاه کنم
يا سر رو شونت بذارم اسم ترو صدا کنم

تو هم بذار برو اما بدون رسمش نبود
جز تو آخه کيو دارم دليل رفتنت چي بود

اونکه نخواست پيشم باشي بايد خودش صبرم بده
#خدا گرفتي #عشق مو جواب قلبمو بده...!!!!



۱۳۹۴ آذر ۵, پنجشنبه

یارب، تو بنده ی درگهت خطابمان کن❤

یارب یارب سرابیم، آبمان کن

خالی زگنه پر از ثوابمان کن

اوّل ببرمان، زملک خود بیرون

آنگاه ز درگهت جوابمان کن

در آتش هجر خود مسوزان مارا

هر طور که خواستی عذابمان کن

ما  بنده ی نفِس خویشتن بودیم

تو بنده ی درگهت خطابمان  کن

ما بر کرمت حساب ها کردیم

تو عفو، از گناه و بی حسابمان کن

خواهیم همه حال، بنده ی تو باشیم

هر چند بدیم تو انتخابمان کن

گر سنگیم .... تو گوهرمان کن

گر خاکیم.....تو دُرّ نابمان  کن

از آتش دوزخ  نجاتمان ده

از کینه، حسد،طمع، دورمان کن

۱۳۹۴ آذر ۳, سه‌شنبه

اااااااااااااااااااالهی!!چون باتو میگویم سبکبارمیشویم❤

#الهی!
خواندی تأخیر کردیم. فرمودی تقصیر کردیم.
عمر خود بر باد کردیم و بر تن خود بیداد کردیم.

#الهی!
اگر کار به گفتار است بر سر همه تاجیم و
اگر به کردار است به پشه و مور محتاجیم

#الهی!
اگر بر دار کنی رواست، مهجور مکن و
اگر به دوزخ فرستی رضاست، از خود دور مکن.

#الهی!
گفتی کریمم امید برآن تمام است
چون کرم تو در میان است نا امیدی حرام است.

#الهی!
اگر با تو نگویم افکار می شویم
چون با تو میگویم سبکبار می شویم.

#الهی!
مگوی که چه کرده ایم؟؟ که روسیا میشویم
مگوی که چه آورده یی؟؟؟ که رسوا میشویم.

#الهی!
ابتدا می ترسیدیم که مارا بگیری به بلای خویش،
اکنون می ترسیم که مارا بفریبی به عطای خویش.

#الهی!
همچو بید می لرزیم که مبادا به هیچ نیرزیم
ترسانیم از بدی خود بیامرز ما را به خوبی خود

 #خدارا_برایتان_آرزومندم☀



⭐⭐انجمن⭐⭐ ستارگان⭐⭐❤

ما که با درد آشنا وز خويشتن بيگانه ايم!
بهر خلق افسانه ميخوانيم و خود افسانه ايم!

گر چه صد پروانه را شمعيم از سوز درون!
صد هزاران شمع را از سوز جان پروانه ايم!

در ميان مردمان بيگانه بوديم از نخست!
تا زمان بر ما سر آيد همچنان بيگانه ايم!

ترک اين غافل نمائی کی کنيم ای عاقلان؟
شهر شهر غافلان است و نه ما ديوانه ايم!

در حق ما هر گروهی را گمان ديگر است!
کس ندانست اين که ما گنجيم يا ويرانه ايم!

م...خ....ا...طب خاص❤FORYOU

. ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرا
نرم بازآمد و بگرفت در آغوش مرا

گفت:« خاموش درین جا چه نشستی؟» گفتم:
بوی « محبوبه شب » می برَد از هوش مرا

بوی محبوبه شب، بوی جنون پرور عشق
وه، چه جادوست که از هوش بَرَد بوش مرا

بوی محبوبه شب، نغمه چنگی ست لطیف
که ز افلاک کند زمزمه در گوش مرا

بوی محبوبه شب همچو شرابی گیراست
مست و شیدا کند این جام پر از نوش مرا

بوی محبوبه شب جلوه جادویی اوست
آنکه کرده است به یکباره فراموش مرا.

در یادِ من..... sh.a ..... به یادِ تو❤

روی شنای لب ساحل 
افتاده بودن دوتا ماهی 
بالا و پایین می پریدن
مثل دوتا کفتر چاهی 

پولکاشون پرپر و خونی 
عین دوتا غنچه ی صدبرگ 
یک دو نفس زندگی تلخ 
یک دو قدم فاصله تا مرگ 

یک باره یه موج پریشون 
مشتی صدف ریخت روی شن ها 
زندگی پاشید روی ساحل
ماهیا رو برد توی دریا 

ماهیای مرده تو دریا 
زنده شدن عین دو کفتر 
اون یکیشون رفت از اون سو 
این یکیشون اومد از این ور 

اون دوتا ماهی یکیشون #تو 
اون دوتا ماهی یکیشون #من 
زندگی مون عین جدایی
مردنمون عین رسیدن ....



۱۳۹۴ آبان ۲۹, جمعه

یارب! زرحمت کنی، گر بحال ما نگاهی❤

یا رب به ما تو قدرت ترك خطا بده * * *
توفيق بندگي، بدون ريا بده

از بحر بي كرانه الطاف خويشتن * * *
بر آنچه لايقيم به ما خدایا بده

از ما بگير كينه و كبر و حسد ولي * * *
بر ما پاکی باطن و صدق و صفا بده

ما بنده ايم ذات تو بخشنده و رحيم * * *
از خوان نعمتت نعمتي بر گدا بده

تو بخشنده هر گناهي الهي * * *
به جز تو نباشد ما را پناهي

به اين بنده ناتوانانت كمك كن * * *
ز رحمت کنی، گر بحال ما نگاهی

از این عمر عصيان ، نشاني نماند * * *
ما مجرم و تو مجری دیوان کیفری

مهلت ما اندک است و عمرمابسیارنیست❤

زندگي يعني چه؟ يعني آرزو كـــــــــم داشتن
چون قناعت پيشگان روح مـــــــــــكرم داشتن

جامه ي زيبا بـــــــــــــــــر اندام شرف آراستن
غيـــــــــــــــــر لفـــظ آدمي معناي آدم داشتن

قطره ي اشـــــــكي به شبهاي عبادت ريختن
بـــــــــــــر نگين گونه ها الماس شبنم داشتن

نيمشب هــــــا گردشي مســــتانه در باغ نياز
پاكي عيسي گـــــــــــزيدن عطر مريم داشتن

با صفاي دل ســــتردن اشك بـــــــي تاب يتيم
در مقام كعبه چشــــمي هم به زمزم داشتن

تا بــــــــــــــرآيد عطر مستي از دل جام نشاط
در گلاب شادماني شـــــــــــــربت غم داشتن

مهمتر رمــــــز بزرگي در بشر داني كه چيست
مردم محتاج را بــــــــــــــــر خود مقدم داشتن

مهلت ما اندک اســـت وعمر ما بسیار نیست
در چنین فــــــرصت مارا با زندگی پیکار نیست

سهم ما چون دامنی گل نیست در گلزار عمر
یار بسیار اســـــــــــت اما مهلت دیدار نیست

آب و رنگ زندگی زیباست در قصــــــــــر خیال
جلوه ایــــــن نقش جز بر پرده ی پندار نیست

با نسیم عــــــــــــــشق باغ زندگی را تازه دار
ورنه کـــــــــار روزگار کهنه جــــز تکرار نیست

کدامین عشق پا برجاست؟❤

کسی هرگز نمیفهمد چه بغضی در گلو داری
تحمل میکنی دائم دروغی تلخ و تکراری

نه او سهم تو از دنیاست، نه تو سهم خیال او
برو ، دیگر رهایش کن ، نگو هی دوستش داری

نگو یک معجزه کافیست تا او سهم تو باشد
چه امیدی؟ چه اعجازی؟ تو باید دست برداری

تصور کن که او دائم به دنیای تو وابسته است
عجب تصویر مخدوشی؟ عجب؟! تا کی خودآزاری؟

ببین ! دنیا همین بوده  پس از این هم همین...
کدامین عشق پا برجاست؟ کدامین عشق اجباری؟

۱۳۹۴ آبان ۲۲, جمعه

آواز رهایی❤

✅ سال ها عاشق یک شخص مجازی سخت است
در خیالات خـودت قــصـــــر بسازی، سخت است

مثل این است که کودک شده باشی، آن وقت
هـــــی تـــو را باز نگیرند به بازی، سخت است

اینکه دنبــــال کنـــی سایــــه ی مجهولـــــی را
تا به هم خوردن خط های موازی، سخت است

این کـــه یک عمر بدون تــــو قــــدم بـــــردارم
بین دروازه ی سعدی و نمازی، سخت است

گاه جغرافی چشمان تو خیلی ساده ست
گاه اثبات تـــــو از راه ریاضـی، سخت است

زیـر پیراهن گل مخملــــی ات پیچیده ست
عطر نارنج ولی دست درازی، سخت است

 

۱۳۹۴ آبان ۲۱, پنجشنبه

یارب!!کرم کن که به آخر خط رسیدیم❤

#اااااااااااااااااااالهی☀

.....همه  از گنه شرمساریم
ما از کثرت تو به خجالت سرافکندیم

تو آغوش خود را بروی ما گشودی
ولی ما به دنبال شیطان دویدیم

تو از ما به جز جرم و عصیان ندیدی
ما از تو به جز لطف و رحمت ندیدیم

تو  نزدیک به ما و ما  دور از تو
تو پیوند کردی.... ما از تو بریدیم

نه رنگی بروي ما، نه عطری که ببویم
همه گِردِ گل بودیم،ز دنیا خار چیدیم

تو بیدار و ما خفته در خواب غفلت
تو هشدار دادی و ما آرمیدیم

تو از سر کرم  ناز مارا می کشیدی
ما از سر جهل قهر تو را می خریدیم

تو بر عیب ها پرده پوشیدی دریغا
ما پرده از خویشتن را هم دردیدیم

#یارب! بر گناهان ما بکش خطِ عفوتان
#کرم_کن_که_به_آخر_خط_رسیدیم_

۱۳۹۴ آبان ۱۵, جمعه

گر بال دهی سوی تو آییم❤

در کوی دلت،کلبه ای از بهر دلم ساز
تا راه به سوی دل تو باز شود باز

آمد به لبم جان و نگاهی ننمودی
تا محو وجود تو شوم، برکشم آواز

من باده ی مستی ز کف غیر نگیرم
جام می من روی تو و آن دو لب باز

نا دیدن تو برنظرم سخت گران است
ماندم به که افشا کنم این درد دل و راز

بر چشم ترم اشک زهجران تو خون شد
جز آه نبودست مرا همدم و دمساز

افسوس بر این سوخته هیچت نظری نیست
باز آ که دلم را ز رخت کوک شود ساز

گفتم که گرم بال دهی سوی تو آیم
شوقم به تو بسیار،ولی کو پر پرواز؟؟؟

۱۳۹۴ آبان ۱۱, دوشنبه

اولین برف و باران پاییزی تهران❤

ببار بارون ببار بارون دلم از زندگی خونه

دیگه هر جای این دنیا برام مثل یه زندونه

ببار بارون که دلگیرم ببار بارون که غمگینم

خرابه حال من امشب دارم از غصه میمیرم

ببار ای ابر بارونی ببار و گونه ام رو تر کن

مثل بغض دل ابرها ببار این بغض و پرپر کن

نه دستی از سر یاری پناه خستگی ها شد

نه فریاد هم آوازی غرور خلوت ما شد

نه دلگرمی به رویایی که من هم بغض بارونم

نه امیدی به فردایی که از فردا گریزونم

ببار ای نم نم بارون ببار امشب دلم خسته ست

ببار امشب دلم تنگه همه درها به روم بسته ست

۱۳۹۴ آبان ۱۰, یکشنبه

قول دل کندن گرفتی ❤

هر زمان می بینمت قلبم #پریشان می شود
چشم هایم در هوایت باز #گریان می شود

حس #عشقم ناگهان گل می کند اما چه حیف
مثل داغی در میان #سینه پنهان می شود

گفته بودم دوستت دارم نکردی #اعتنا
فکر می کردی که احساسم #گریزان می شود

#عشق تو تنها نماد دلخوشی هایم شده
#دلخوشی هایی که رویاروی پایان می شود

فکر می کردم که آسان است #دل کندن ز تو
دل گناهش چیست چون اینگونه #تاوان می شود

مطمئن هستم #گلم من دوستت دارم هنوز
دوستت دارم که قلبم بی تو #ویران می شود

قول دل کندن گرفتی، باشد، اما #حس تو
تا ابد در گوشه ای از قلب #کتمان می شود

۱۳۹۴ آبان ۹, شنبه

کاش راهی باز باشد از توبه تا به گلستانت ایخدا❤


یادمان نیست کجا از خودمان دور شدیم
  یک شبه با کمی اندوخته مغرور شدیم
  وسوسه از دل ملعون که دنیا امد
و هوس با همه ی قدرتش اینجا امد
یادمان نیست کجا راه خطا پیمودیم
اولین بار کجا بنده ی شیطان بودیم
یادمان نیست کجا کاشف تزویر شدیم
  کی در ابلیس خزیدیم و تکثیر شدیم
اولین حرف دروغی که شنیدیم چه بود
انچه دیدیم و انگار ندیدیم چه بود
در کجا شعله ی نورانی دل پایان یافت
و کجا خصلت ابلیس شدن جریان یافت
بین ما هیچ کسی حامل تزویر  نبود
جز به حق هیچ کسی لایق تقدیر نبود
#ما کجا این همه تاریکی و ویرانه کجا
ما کجا این همه  رفتار    وقیهانه   کجا
عشق و محبت همه مدفون شده است
صداقت و رفاقت همه ملعون شده است
یارب! کاش پیدا شود روزنه ای بسمت دعا
راهی باز باشد از توبه تا به گلستانت ایخدا
             

۱۳۹۴ آبان ۸, جمعه

ااالهی! خودت به این خوبی، پس بنده هات به کی رفتند❤

دویدیم و دویدیم هیچ جا رامون ندادن
گفتن که توی جاده دونده ها زیادن

دویدیم و دویدیم فایده نداشت دویدن
به همه چی رسیدیم به جز به خود رسیدن

دویدیم و دویدیم توکوچه های بن بست
می رفتیم و می گفتن خسته نشید بازم هست

دویدیم و دویدیم جاده ها بسته بودن
پلای تو راهمون همه شکسته بودن

دویدیم و دویدیم رفتیم تو خط عادت
کم کم به هم می کردن دونده ها حسادت

دویدیم و دویدیم راها خاکستری شد
حرفای عاشقونه کم رنگ و سرسری شد

دویدیم و دویدیم اسفندی دود نکردن
گفتن فقط زیر لب، کاش دیگه بر نگردن

دویدیم و دویدیم خوردیم به سنگ و صخره
طاقتمون تموم شد تا دریا قطره قطره

دویدیم و دویدیم سیبا رسیده بودن
سه فصل آزگار بود همه دویده بودن

دویدیم و دویدیم تا رسیدیم به دیوار
اون ور دیوارم باز، خوردیم به فصل تکرار

دویدیم و دویدیم ، قصه زندگی بود
که واسه اون دویدن ، فقط دیونگی بود

هرچه دارم سر این عشق فدا خواهم کرد ❤

به امید دیدنت خدا خداخواهم کرد
خواب و بیدار تو را بازصدا خواهم کرد

پای عشق تو بیفتد مثل فرهاد شبی
بیستون جای دماوند بنا خواهم کرد

بوسه ای از لب تو قرض گرفتم حتما
قرض لب های تو را زود ادا خواهم کرد

قایق قسمت اگر دور کند از تو مرا
رود را سمت تو برعکس شنا خواهم کرد

ارزشت بس که زیاد است از این لحظه به بعد
"تو"ی مفرد شده را باز شما خواهم کرد

حرف یک مرد همان است که اول گفته
هر چه دارم سر این عشق فدا خواهم کرد...

۱۳۹۴ آبان ۶, چهارشنبه

بمیرم رو شونه ی تو باشه❤

می خوام تو رو که باشی ، جون بدی تا نمیرم
عزیز هم ترانه ، تو واژه ها اسیرم

می خوام تو رو که باشی ، تو دم دم نفس هام
تو لحظه های دردم ، محکم بگیری دست هام

می خوام تو رو که باشی حتی اگه نباشم
حتی اگه تو رویات ، خیال رفته باشم

می خوام تو رو که باشی ، گم بشی تو وجودم
حتی وقتی نبودی ، من عاشق تو بودم

از من بخواه که باشم ، کم نیارم تو دستات
پرپر بشم تو حس ناز لطیف چشمات

از من بخواه که باشم ، بودنی رنگ موندن
حست کنم تو رگ هام عین ترانه خوندن

از تو می خوام که باشی ، باشی برام یاور
تو لحظه هام بمونی تا دم دم های آخر

از تو می خوام که باشی تا که ترانه باشه
اگه یه روز  #بمیرم_رو_شونه_ی_تو_باشه❤


۱۳۹۴ آبان ۴, دوشنبه

به دستای نیازمن ؛نگاهی کن ازاون بالا❤

نگاهم رو به سمتِ تو ؛ شبم آیینه ی ماهه
دارم نزدیکتر میشم ؛ یکم تا آسمون راهه

به دستای نیازِ من ؛ نگاهی کن از اون بالا
من این آرامشه محضو ؛ به تو مدیونم این روزا

تو دیدی من خطا کردم ؛ دلم گُم شد دعا کردم
کمک کن تا نفس مونده ؛ به آغوشه تو برگردم

تو حتی از خودم بهتر ؛ غریبی هامو میشناسی
نمیخوام چترِ دنیارو ؛ که تو بارونِ احساسی

#خدایا_دوستت_دارم  ؛ واسه هرچی که بخشیدی
همیشه این تو هستی که ؛ ازم حالم رو پرسیدی

بازم چشمامو می بندم ؛ که خوبی هاتو بشمارم
نمیتونم ! فقط میگم : خدایا دوستت دارم . . .

۱۳۹۴ مهر ۳۰, پنجشنبه

اااااااااااااااااااالهی، آرامم کن❤

از طرف خدا
ای سراپا معصیت بس کن دگر بد باختی
خویش را در منجلابی از گنه انداختی
هرچه تو بد کرده ای من پرده پوشی کرده ام
این منم که دوستت دارم ولی نشناختی
آنقدر دلواپست بودم که دور از من شدی
بردی از یادم به دنیای خودت پرداختی
تنگ یا رب گفتنت بود این دلم بی معرفت
کاش چشمی سوی من یک لحظه می انداختی
هی تو را خواندم بیایی بین آغوشم ولی
پشت کردی بر من و بی وقفه هی می تاختی
من فقط خیر تو را میخواستم ای بی وفا
با همه دنیا به غیر از عاشق خود ساختی...
یک بغل احسان برای تو مهیا کرده ام
گرچه بد بودی ولی باتو مدارا کرده ام
اااااااااااااااااااالهی!آرامم کن
که ندانستم........   چه ها کردم