دوستیها فراموش نمیشوند حتی درسکوت

دوستیها فراموش نمیشوند حتی درسکوت

۱۳۹۴ آذر ۱۳, جمعه

همان شبی که نفس در نفس گره میخورد❤

چگونه می شود آنشب شود فراموشم؟
شبی که برف تنت در حیاط آغوشم...

...نشست و چای لبانت چنان مرا دم کرد
که سالهاست بعد از رفتن توام می جوشم

شبی که فاصله صلح تن به تن با تو
بجز حریر لباست نبود و تن پوشم

همان شبی که نفس در نفس گره می خورد
و دار قالی شانه ات رسید تا دوشم

شبی که هر نفسش عمر جاودانی بود
عجب! که خاطره اش کرده باز بی هوشم

اگر چه رفتی و من در کویر تنهایی
به یاد مستی آنشب شراب می نوشم

هنوز هم که هنوز است خواب می بینم
نشسته برف تنت در حیاط آغوشم....