دوستیها فراموش نمیشوند حتی درسکوت

دوستیها فراموش نمیشوند حتی درسکوت

۱۳۹۴ آبان ۹, شنبه

کاش راهی باز باشد از توبه تا به گلستانت ایخدا❤


یادمان نیست کجا از خودمان دور شدیم
  یک شبه با کمی اندوخته مغرور شدیم
  وسوسه از دل ملعون که دنیا امد
و هوس با همه ی قدرتش اینجا امد
یادمان نیست کجا راه خطا پیمودیم
اولین بار کجا بنده ی شیطان بودیم
یادمان نیست کجا کاشف تزویر شدیم
  کی در ابلیس خزیدیم و تکثیر شدیم
اولین حرف دروغی که شنیدیم چه بود
انچه دیدیم و انگار ندیدیم چه بود
در کجا شعله ی نورانی دل پایان یافت
و کجا خصلت ابلیس شدن جریان یافت
بین ما هیچ کسی حامل تزویر  نبود
جز به حق هیچ کسی لایق تقدیر نبود
#ما کجا این همه تاریکی و ویرانه کجا
ما کجا این همه  رفتار    وقیهانه   کجا
عشق و محبت همه مدفون شده است
صداقت و رفاقت همه ملعون شده است
یارب! کاش پیدا شود روزنه ای بسمت دعا
راهی باز باشد از توبه تا به گلستانت ایخدا
             

۱۳۹۴ آبان ۸, جمعه

ااالهی! خودت به این خوبی، پس بنده هات به کی رفتند❤

دویدیم و دویدیم هیچ جا رامون ندادن
گفتن که توی جاده دونده ها زیادن

دویدیم و دویدیم فایده نداشت دویدن
به همه چی رسیدیم به جز به خود رسیدن

دویدیم و دویدیم توکوچه های بن بست
می رفتیم و می گفتن خسته نشید بازم هست

دویدیم و دویدیم جاده ها بسته بودن
پلای تو راهمون همه شکسته بودن

دویدیم و دویدیم رفتیم تو خط عادت
کم کم به هم می کردن دونده ها حسادت

دویدیم و دویدیم راها خاکستری شد
حرفای عاشقونه کم رنگ و سرسری شد

دویدیم و دویدیم اسفندی دود نکردن
گفتن فقط زیر لب، کاش دیگه بر نگردن

دویدیم و دویدیم خوردیم به سنگ و صخره
طاقتمون تموم شد تا دریا قطره قطره

دویدیم و دویدیم سیبا رسیده بودن
سه فصل آزگار بود همه دویده بودن

دویدیم و دویدیم تا رسیدیم به دیوار
اون ور دیوارم باز، خوردیم به فصل تکرار

دویدیم و دویدیم ، قصه زندگی بود
که واسه اون دویدن ، فقط دیونگی بود

هرچه دارم سر این عشق فدا خواهم کرد ❤

به امید دیدنت خدا خداخواهم کرد
خواب و بیدار تو را بازصدا خواهم کرد

پای عشق تو بیفتد مثل فرهاد شبی
بیستون جای دماوند بنا خواهم کرد

بوسه ای از لب تو قرض گرفتم حتما
قرض لب های تو را زود ادا خواهم کرد

قایق قسمت اگر دور کند از تو مرا
رود را سمت تو برعکس شنا خواهم کرد

ارزشت بس که زیاد است از این لحظه به بعد
"تو"ی مفرد شده را باز شما خواهم کرد

حرف یک مرد همان است که اول گفته
هر چه دارم سر این عشق فدا خواهم کرد...

۱۳۹۴ آبان ۶, چهارشنبه

بمیرم رو شونه ی تو باشه❤

می خوام تو رو که باشی ، جون بدی تا نمیرم
عزیز هم ترانه ، تو واژه ها اسیرم

می خوام تو رو که باشی ، تو دم دم نفس هام
تو لحظه های دردم ، محکم بگیری دست هام

می خوام تو رو که باشی حتی اگه نباشم
حتی اگه تو رویات ، خیال رفته باشم

می خوام تو رو که باشی ، گم بشی تو وجودم
حتی وقتی نبودی ، من عاشق تو بودم

از من بخواه که باشم ، کم نیارم تو دستات
پرپر بشم تو حس ناز لطیف چشمات

از من بخواه که باشم ، بودنی رنگ موندن
حست کنم تو رگ هام عین ترانه خوندن

از تو می خوام که باشی ، باشی برام یاور
تو لحظه هام بمونی تا دم دم های آخر

از تو می خوام که باشی تا که ترانه باشه
اگه یه روز  #بمیرم_رو_شونه_ی_تو_باشه❤


۱۳۹۴ آبان ۴, دوشنبه

به دستای نیازمن ؛نگاهی کن ازاون بالا❤

نگاهم رو به سمتِ تو ؛ شبم آیینه ی ماهه
دارم نزدیکتر میشم ؛ یکم تا آسمون راهه

به دستای نیازِ من ؛ نگاهی کن از اون بالا
من این آرامشه محضو ؛ به تو مدیونم این روزا

تو دیدی من خطا کردم ؛ دلم گُم شد دعا کردم
کمک کن تا نفس مونده ؛ به آغوشه تو برگردم

تو حتی از خودم بهتر ؛ غریبی هامو میشناسی
نمیخوام چترِ دنیارو ؛ که تو بارونِ احساسی

#خدایا_دوستت_دارم  ؛ واسه هرچی که بخشیدی
همیشه این تو هستی که ؛ ازم حالم رو پرسیدی

بازم چشمامو می بندم ؛ که خوبی هاتو بشمارم
نمیتونم ! فقط میگم : خدایا دوستت دارم . . .

۱۳۹۴ مهر ۳۰, پنجشنبه

اااااااااااااااااااالهی، آرامم کن❤

از طرف خدا
ای سراپا معصیت بس کن دگر بد باختی
خویش را در منجلابی از گنه انداختی
هرچه تو بد کرده ای من پرده پوشی کرده ام
این منم که دوستت دارم ولی نشناختی
آنقدر دلواپست بودم که دور از من شدی
بردی از یادم به دنیای خودت پرداختی
تنگ یا رب گفتنت بود این دلم بی معرفت
کاش چشمی سوی من یک لحظه می انداختی
هی تو را خواندم بیایی بین آغوشم ولی
پشت کردی بر من و بی وقفه هی می تاختی
من فقط خیر تو را میخواستم ای بی وفا
با همه دنیا به غیر از عاشق خود ساختی...
یک بغل احسان برای تو مهیا کرده ام
گرچه بد بودی ولی باتو مدارا کرده ام
اااااااااااااااااااالهی!آرامم کن
که ندانستم........   چه ها کردم

به جز مهربانی چه کردم من؟ ❤

من آن ناله ی بی اثرم

که سوی دلی ره نبردم

منم آن اشکی که بر خاک ره فرو ریزد

منم آن خار که بر دامانی نیاویزد

نوای دل بی نوایم من

به گوش تو نا آشنایم من

از فغانم اثر می گریزد

وز شب من سحر می گریزد

من آن موج بی صبر و آرامم

که سر گشته و بی سرانجامم

خدایا خدایا به جز مهربانی چه کردم؟

که در آتش داغ و دردم

نه صبری که از وی جدا گردم

نه بختی که از غم رها گردم

چه حاصل از این

نوای حزین

که در دل او

اثر نکند

به حال منش

چه غم که شبی

به تاب و تبی

سحر نکند

به جز مهربانی چه کردم من؟

که در آتش از داغ و دردم من

از فغانم اثر می گریزد

وز شب من سحر می گریزد

همه دلها تنها و غمگین در جهانی از غم است❤

#یارب_دردِ_ما

....... درد دروغ و تهمت یاران نبود

درد ما کمبود ابر و ریزش باران نبود

درد ما یک لحظه غفلت یک سحر شادی نبود

درد ما بند و اسارت یا که آزادی نبود

درد ما دردی جدا از دردهای خاکی است

درد ما درد جسارت لحظه بی باکی است

درد ما  دوری زدرمان تمام دردهاست

درد ما  نامردی این بی مروت مردهاست

درد ما دردی عظیم است آسمانی مبهم است

همه دلها تنها و غمگین در جهانی از غم است

درد ما  در این جهان درمان ندارد ای خدا

چشم ما  در حسرتش باید ببارد بی صدا

درد ما روزی فرا می آورد مرگ ما را

می کشد راحت خزانی برگ تا برگ ما را

درد ما با رفتن  آهسته درمان می شود

آنچه باید پیش آید بعد از این آن می شود



۱۳۹۴ مهر ۲۸, سه‌شنبه

یا الهی، ای خـــــــداوند حکیم❤

بندگانِ  درفسق وعصیانیم خدا
لیکن از کردها پشیمانیم خدا

آییم  هردم به دَرگاهت ،یارب مران
نوبهارمان  دِه دراین عمرِ پُر خزان

لایق بدان مارا به عشق و بندگی
دور کن ما را از خِفَّت و شرمندگی

یا  الهی،ای خداوند حکیم
راهمان باشد صراط مستقیم

طاعتی چندان نکردیم، از کَرَم
ناجی مان باش از مکافات عَدَم

فرصتی دیگر فراهم کن ما را
دور از این دنیای ماتم کن ما را

رحم بر"فاروق" بنما ای "رحیم"
دور از ما گردان شیطان رجیم

۱۳۹۴ مهر ۱۸, شنبه

ای خدا چه سرنوشتی... رو پیشونیم چی نوشتی ❤

میشه تقدیر تو باشه بودن همیشه ی مــن

این کنایه هاتو بس کن دیگه حرفی هم نزن



رنگ ارامش نداره زندگیم سیاه و ماتـــــــه

فکر روز و هر شب من دیدن فرم لباتـــــــه



درد من دیوونه ی من یه نگاه عاشقونه س

فک نکن محل نمیدم یا اینا همش بهونه س



تو خود خود بهشتی ، ای خـــــــدا چه سرنوشتی

برا من که خیلی خسته ام رو پیشونیم چی نوشتی



یــــادگاریاتو بـــــــــردار و ببر از پیش چشمــــــــــــام

نمـــــــــــــی خـــــــوام یادم بیفته دوباره تموم دردام



غــــــــم من غـــــــم نبودن حرف من به تـــو رسیدن

مــــــــی دونم ارزو میــــــــــشه دوباره روی تو دیدن

۱۳۹۴ مهر ۱۴, سه‌شنبه

یارب بشکن این سکوت خدابودنت را ❤

#یارب!

بشـــکن سکوت خسته ایم مارا صـــــدا کن      
ما را زشـــرم تــــرس و نادانـــی جــــــدا کن

بشکـــن دراین شکستن حقیقت ریشــــه دارد
الهی!پشتِ این شکسـتن قیامت تیشــه دارد

بشـــکن پیـــاپـــی این ظاهر مسلمانان نما را          
پیمـــــان آن گمـــــراه مــــــردان بـــــــــلا را

بشـــکن غرور زخمـــی مارا تا کـــی حقـــــارت        
ننـــگ اســـت آزادی برایـــــمان تا اســــــارت

بشکن به فریادما برس،کسان عاصـــی مان کرداند      
اینـــجا به جور ناکســـان هم راضــــی مان کرداند

بشــــــکن حریــــم چتـــــر را از دادِ دلِ بـــــــــاران       
دیگــــــر نـــــــــداریم حرمتـــی در یـــاد یـــــاران

بشکـــن #یارب اگر چه از شکستـــن خستــه باشیم      
نه،همچــون اسيران در انتظــار درهای بستــه باشیم

                                             

۱۳۹۴ مهر ۱۱, شنبه

از لهجه ی بی وفاییت رنجیدم ❤

گفتی که به احترام دل باران باش
باران شدم و به روی گل باریدم
گفتی که ببوس روی نیلوفر را
از عشق تو گونه های او بوسیدم
گفتی که ستاره شو ، دلی روشن کن
من هم چو گل ستاره ها تابیدم
گفتی که برای باغ دل پیچک باش
بر یاسمن نگاه تــــــو پیچیدم
گفتی که برای لحظه ای دریا شو
دریا شدم و تـو را به ساحل دیدم
گفتی که بیا و لحظه ای مجنون باش
مجنون شدم و ز دوریـت نـــالیدم
گفتی که شکوفه کن به فصل پاییز
گل دادم و بـا ترنّمت روییــدم
گفتی که بیا و از وفایت بگذر
از لهجه ی بی وفاییت رنجیدم
گفتم که بهانه ات برایم کافی ست
معنای لطیف عشق را فهمیــدم

۱۳۹۴ مهر ۱۰, جمعه

ما "خدا"را باختیم❤

ای از آن روزی که ما، "دل" را به "دنیا" باختیم
خانه مان را، روی "تار عنکبوتی" ساختیم

یادمان رفت آن زمانی را، که "آدم" بوده ایم
چهره خود را درون آینه نشناختیم

وای از آن روزی که "خودخواهی"، گریبانگیر شد
بی محابا، سوی تخریب ِ "شرافت" تاختیم

حرمت "انسان"، شکستیم و بدون دلهره
پیکر بی جان او را، زیر پا انداختیم

گور خود را با دو دست خویش، کندیم و بر آن
نوحه خواندیم و به ترحیم و عزا پرداختیم

دیر فهمیدیم با "خود"، ما چه کردیم و چه شد
ما "شرافت" ، "آدمیت" ، ما "خدا" را باختیم

۱۳۹۴ مهر ۹, پنجشنبه

الهی!حصارم شدگناهی که آنجادرخفاکردم❤

) الا یا ایها الاول به نامت ابتدا کردم

) برای عاشقی کردن، به نامت اقتدا کردم

) پشیمانم پریشانم که بر خالق جفا کردم

) توکل به نامت دعا کردم ، باخدایم صفا کردم

) جوانی را خطا کردم زمهرت امتناع کردم

) چرایش را نمیدانم ببخشا که خطا کردم

) #حصارم_شد_گناهانی_که_آنجا_در_خفا_کردم_

) خداوندا تو میدانی سر غفلت چه ها کردم

) دلم پر مهر تو اما چه بی پروا گناه کردم

) رهت گم کرده بودم، من که گفتم اشتباه کردم

) سرم شوریده میخواهی سرم از تن جدا کردم

) صدا کردی که ادعونی خدایا من صدا کردم

) ضعیف و ناتوانم من به در گاهت ندا کردم

) طلسم از دل شکستم من که جادو بی بها کردم

) علیمی عالمی بر من ببخشا که خطا کردم

) غمی غمگین به دل دارم که نجوا با خدا کردم

) فقیرم بر سر کویت غنی را من صدا کردم

) اگرم از درگهت رانی نمی رنجم خطا کردم

) لبم خاموش و دلِ پر تمنا باتو آشنا کردم

)مرا سوی خود آوردی از این رو من صفا کردم

)نرانی از درمیخانه ات یا رب که ساقی راصدا کردم

)  ولی را من #علی دانم علی را مقتدا کردم

) همین دم به درگاهت قبول اُ فتد دلم را مبتلا کردم

) یک عبد گنهکارم، اگرعفوم کنی #یارب سطرم را انتها کردم