دوستیها فراموش نمیشوند حتی درسکوت

دوستیها فراموش نمیشوند حتی درسکوت

۱۳۹۴ آذر ۱۱, چهارشنبه

هیزم شکن! چه دیر رسیدی❤

بر من چه گذشته است پس از ضربه تبر

احساس مي کنم که خودم نيستم دگر

از من چه مانده است از آن تک درخت باغ

جز يک دل شکسته و يک روح در به در

هيزم شکن ! چه دير رسيدي ، نگاه کن

.... شکسته است مرا از تو زودتر

سروي که در مقابل باد ايستاده بود

حالا نگاه کن شده کبريت بي خطر

با موي قهوه اي و تني لاغر و سپيد

در جعبه اي شبيه اطاقي بدون در

اي رهگذر ! تو را به خدا اين اطاق را

از دختري که يخ زده در شعر ها بخر

آتش بزن به مغز من و دود کن مرا

از يادهام خاطره باغ را ببر