زندگانی گاه آه، آتشینت میکند
غم مخور، غمباد خاکستر نشینت میکند
مثل شیطان بوسه ای بر شانه هایت میزند
بعد از آن،، با مار
عمری را عجینت میکند
قد کشیدن سمت مشرق را به دوشت میکشی (مُردن)
روبرو با وسعت،، دیوار چینت میکند (دفن شدن)
پر زدن تا آسمان را دوست داری ناگهان
بادِ تندی می وزد نقش زمینت میکند
گاه میخواهی بپاشی آب را بر آینه
بی خبر از آنکه با ماتم قرینت میکند
باید هر دم بگذری از این حال دیوانه (دلبستگیها)
میرسد مرگ در دباغ خانه پوستینت میکند
غم مخور، غمباد خاکستر نشینت میکند
مثل شیطان بوسه ای بر شانه هایت میزند
بعد از آن،، با مار
قد کشیدن سمت مشرق را به دوشت میکشی (مُردن)
روبرو با وسعت،، دیوار چینت میکند (دفن شدن)
پر زدن تا آسمان را دوست داری ناگهان
بادِ تندی می وزد نقش زمینت میکند
گاه میخواهی بپاشی آب را بر آینه
بی خبر از آنکه با ماتم قرینت میکند
باید هر دم بگذری از این حال دیوانه (دلبستگیها)
میرسد مرگ در دباغ خانه پوستینت میکند
